Make your own free website on Tripod.com

>


Javascripts


explorer blog

Change the background color! Move your mouse over the color of your choice:

Lime Orange Light Blue Pink Original Color

بسم الله الرحمن الرحيم ... سلام بر آل ياسين. سلام بر فرياد خدا، و پرورنده آيات خدا.سلام بر تالي قرآن و مبين علوم آن. سلام بر صاحب اسرار رباني، و مجراي اراده الاهي. سلام بر تو اي ميثاق مؤكد، و اي ميعاد مسلّم! اي پرچم افراشته و اي دانش انباشته! اي مظهر رحمت بيكران، و اي فرياد رس درماندگان! سلام بر تو، در همه شبها و روزها، و همه هنگامها و لحظه ها ... در آن هنگام ها كه نماز مي گزاري، يا دعا مي خواني، يا ركو و سجود مي كني! سلام بر تو، در بامدادان روشن، و در شبان تيره! سلام برتو، اي پيشواي آرمانها، و اي اميد جانها!سلام بر وصيِّ اوصيا، و گزيده اوليا. سلام بر فرزند نورهاي تابان، و درفشهاي نمايان. سلام بر نور بي پايان الاهي، و حجت ناپنهان خدايي. سلام بر زنده كننده مومنان، و نابود سازنده كافران. سلام بر مهدي امتها، و يكي كننده ملتها. سلام بر قائم منتظَر، و عدل همه جا گستر. سلام بر شمشير بُرّان، و ماه تابان. سلام بر بهار زندگي، و روح سرور و پايندگي. سلام بر مهدي كه خدا به امتها آمدن او را نويد داده است، تا به دست او همه را تابع دين سازد، و طرح اتفاق در همه جهان در اندازد

 

طراح :مهدی پارسا

Games
- BaziDot
- Car Park
- Ghomarbaz
- Helicopter
- Iranvatan
- Monkey
- Games
- Gamest
- Game site
- Bin Laden
Sport
- SportIran
- Varzeshi
- Persianleague
- Parsfootball
- Peyk Sport
- Football
- Iran Sport
- Irankicks
- Sport press
- Ir Varzeshi
- Ir taekwondo

 

 

 

 

 

حلقه ای دوستی و ترانهء ما

نوای كاوه

گلشن راز

كتابخانه

مرواريد های پراگنده

 

(..شب انگاشت های !)

مزارلاله زار

شكوفه هاي وطن

يخنگير

 (samangerd)

معجون خوشگوار

نيلوفراندوه

هارون راعون

کـتیبـه تلخ

میچید

خورشيد بلخ

شاعرونويسنده

پرويزكاوه

گنج غزل

ارمان

ياسين رسولي

يك آسمان ستاره

كابل زمين

بهشت رويايي

عشق عليه السلام

كمك به افغانستان

دردهای دلم

مرسل

شهر غزل

غار تنهايي

 


 

طرب سرا ی محبت

مشعل

شفق

آفتاب

کلکین

محفل

شعر روز

اشک مهتاب

Alonake man

شهرعشق
 

شاعرانه

فردای ما

حريم عشق

باور

سياسر

لـمر

قا قا لی لی

گرین

اسیر

GuleNaaz

يک گيله مرد

سايت ها دوستداشتني ام

شيون-بابا

كودك

 

فردا

شاعرانه ها

برگنامه فانوس


 

 


 

طلوع

آوای ازادی


 

هلمند

افغانستان در آینه دیدگاه ها

شوریده

ملاحت

عاشقانه

مهله

 

 

 

 
IN THE NAME OF GOD

 

بنام او که من را خلق کرد

 

If you should die
before me, ask if you
could bring a friend.

--  Stone Temple Pilots

اگر تو خواستی قبل از من بميری

 بهم بگو که می خوای يه دوست رو

هم همراه خودت ببری يا نه .


If you live to be a hundred,
I want to live to be
a hundred minus one day,
so I never have to live
without you.

--  Winnie the Pooh

اگر می خوای صد سال زندگی کنی

من می خوام يه روز کمتر از صد سال زندگی کنم

چون من هرگز نمی تونم بدون تو زنده باشم.


True friendship is
like sound health
the value of it is
seldom known
until it is lost.

--  Charles Caleb Colton

دوستی واقعی مثل سلامتی هست

ارزش اون رو معمولا تا وقتی که

از دستش بديم نمی دونيم.


A real friend
is one who walks in
when the rest
of the world walks out.

يک دوست واقعی اونی هستش که وقتی مياد

که تموم دنيا از پيشت رفتن.


Don't
walk in front of me,
I may not follow.
Don't walk behind me,
I may not lead.
Walk beside me and
be my friend.

-- Albert Camus

جلوی من قدم بر ندار،

شايد نتونم دنبالت بيام.

پشت سرم راه نرو،

شايد نتونم رهرو خوبی باشم.

کنارم راه بيا و دوستم باش.


Friends are God's way of taking care of us.


دوستان، روش خدا برای محافظت از ما هستن.


Friendship is one mind
in two bodies.

--  Mencius

دوستی يعنی يک روح در دو بدن .


I'll lean on you and
you lean on me and
we'll be okay

--  Dave Matthews

من به تو تکيه می کنم و تو به من

و اونوقت همه چيزمون مرتبه.


If all my friends were
to jump off a bridge,
I wouldn't jump with them,
I'd be at the bottom to
catch them.

اگر تمام دوستام بخوان از يه پل رد بشن،

من با اونا عبور نخواهم کرد،

بلکه اون طرف پل خواهم بود برای کمک به اونا.


Everyone hears
what you say.
Friends listen to
what you say.
Best friends
listen to what you don't
say.

هر کسی چيزايی رو که شما می گين می شنوه.

ولی دوستان به حرفای شما گوش می دن.

اما بهترين دوستان حرفايی رو

که شما هرگز نمی گين می شنون.


My father always used
to say that when you die,
if you've got five real friends,
then you've had a great life.

--  Lee Iacocca

پدرم هميشه بهم می گه موقع مردن ،

اگر پنج تا دوست واقعی داشته باشی ،

اونوقت هست که زندگی بزرگی داشتی.


Hold a true friend with both your hands.

--  Nigerian Proverb


يک دوست واقعی رو دو دستی بچسب.


A friend is someone who knows
the song in your heart
and can sing it back to you
when you have forgotten
the words.

--  Unknown

يه دوست، فردی هست که آهنگ قلبت رو می دونه

و می تونه وقتی تو کلمات رو فراموش می کنی

اونا رو واسه ات بخونه.


 
 
 

 خواسته های من از خدا


من از خدا خواستم به من توان و نيرو دهد و او بر سر راهم مشکلاتي قرار داد تا نيرومند شوم
 

من از خدا خواستم به من عقل و خرد دهد
و او پيش پايم مسائلي گذاشت تا آنها را حل کنم


من ازخدا خواستم به من ثروت عطا کند
و او به من فکر داد تا براي رفاهم بيش تر تلاش کنم


من از خدا خواستم به من شهامت دهد
و او خطراتي در زندگيم پديد آورد تا بر آنها غلبه کنم


من از خدا خواستم به من عشق دهد
و او افراد زجر کشيده اي را نشانم داد تا به آنها محبت کنم


من از خدا خواستم به من برکت دهد
و خدا به من فرصت هايي داد تا از آنها بهره مند شوم

شايد من ظاهراٌ هيچ کدام از چيز هايي را که از خدا خواستم ، دريافت نکردم
ولي به همه ي چيز هايي که نياز داشتم ، رسيدم
 

 

 
 

 نامه ای از طرف خداوند

من پروردگار هستم و امروز به همه مشکلات تو رسيدگی می کنم . به ياد داشته باش که من هيچ نيازی به تو ندارم . چنانچه زندگی تو تورا در موقعيتی قرار داد که در توان تو نبود ، پس هيچ کوششی برای حل آن نکن . فقط آن را به من واگذار کن و در صندوق (نامه ای به خداوند ) بينداز . گره همه آن  مشکلات باز خواهد شد ، البته در مجرای زمانی من نه تو

پس زمانی که آن را به صندوق انداختی ، با نگرانی  و دلواپسی های خود بر آن تمرکز نکن . در عوض ، به همه چيز های خوبی که داری فکر کن . چيزهايی که موهبت های زندگی تو محسوب می شوند .

 چنانچه خود را در ترافيک سنگين خيابانی يافتی که هيچگونه را فراری ندارد ، نااميد نشو . بدان مردمی در اين جهان زندگی می کنند که حتی داشتن اتومبيل شخصی و رانندگی کردن را در خواب هم نمی بيينند

چنانچه يک روز کاری را سپری کرده ای ، به کسی فکر کن که چند سال است بيکار است

چنانچه در روابط عاطفی خود دچار ياس و نااميدی شدی ، به کسی فکر کن که هيچگاه طعم دوست داشتن و دوست داشته شدن را نچشيده است .

اگر غصه می خوری که تعطيلات آخر هفته ات خراب شده است ، به زنی فکر کن که برای سير کردن شکم بچه هايش هفت روز هفته را روزی ۱۲ ساعت در حال انجام کاری طاقت فرساست .

اگر اتومبيلت دروسط جاده خراب شده است و تو کيلومترها دورتر از شهر مانده ای ، به شخص معلول و ناتوانی فکر کن که در آرزوی پياده روی است

چنانچه در آينده موی سپيدی بر سرت ديدی ، به زنی مبتلا به سرطان فکر کن که در حال شيمی درمانی است و ارزوی نگاه کردن به آينه و مرتب کردن موهايش را دارد .

اگر دچار ضرر و زيان شدی و با خود فکر کردی که اين چه زندگی است ، از خودت بپرس که هدف و مقصودت در اين دنيا چيست ؟؟؟

شکر گزار باش . زيرا افرادی بر اين کره خاکی زيسته اند که حتی فرصت دوباره ای نداشته و خيلی زود چشم از اين دنيا بسته اند .

اگر خود را قربانی جهالت ها و حقارت ها و تند خويی ها و سستس های ديگران يافتی ، به ياد داشته باش که می توانست بدتر از اين باشد : ممکن بود تو خود يکی از آن ها باشی  

 


يكشنبه، 22 شهريور، 1383

از دست آوردهای ديگر نظام


 


شعر های من در تنهای نوشته شده در ساعت 21:44

 

 

دگر از من چه میخواهی ؟

 

ای بر شکسته قلب من

ای بر گرفته جان من

ای بردریده  خوان زندگی

ای بر کشیده جام ننگ

ای بریده مهر ز من

دگر از من چه میخواهی ؟

میگوئی عشق دروغ است ؟

میگویم آری به خدا دروغ است !

این دنیای رنگ وا رنگ نا پیدا

این باغ های سرخ و سبز

این جانم گفتن و قربانم شنفتن

این ، آه بی تو من میمیرم !

دروغیست به پهنه ای صد آسمان

 من مرده بودم آنگاه

که تو روی به دیار زندگان داشتی

دگر از من چه میخواهی ؟

؟؟؟

عشق فقط سه حرف هست

وحرف ها را هزار گونه

به معنا کشیده اند

این را میدانستی  ؟

اگر هستی دوستت دارم

اگر نه ؟ که ، نه !

پس فراموشم کن !

این تفسیر توست

از سه حرف در سه مرحله

تفسیر من اما

در چشمان تو که آنهمه

مستش بودی

و اینهمه نگرانش استم

هیچ !!!

من به فریاد گفتم !

دوستت داشتم

دوستت دارم

و دوستت خواهم داشت !

 


عشق چیست ؟

 

دهقان پیر! عشق چیست ؟

عشق ؟ رود باریست که آغازش را

ابر های بلند میدانند

 و انجامش را شاخساران بلند

در میان مزرعه ام برگ می بردارد

بته کن ! عشق چیست ؟

عشق ؟ یک دهکده است

کز سر کوی بلند میتوانش به تماشا بنشست

و از آنجا به هوای یک کس سرود آغازید

آسیابان ! عشق چیست ؟

عشق ؟ یک پل یست از کمان رستم

بر فراز رودی

 که همه روزه از آنجانب رود

دختری می آید و میرقصد و سر چرخی را

 از سرم ام میکاهد

مسافر ! عشق چیست ؟

عشق؟ یک سوار است آشنا با منزل

وقتی پرسان بکنیش که چه حد فاصله مانده است ؟

خنده اش میگیرد

خوشه چین ! عشق چیست ؟

عشق ، فصلیست که از مزرعه ها میگذرد

دانه های خوش گندم را به کبوتر های

 دشتی تعارف میکند

و کوچک ترین خوشه را به من مینهد

معدن چی ! عشق چیست ؟

عشق یک وسوسه هست

در فرو رفتن تا عمق کوهی

وچراغی را آنجا افروختن است

دختر ! عشق چیست ؟

عشق ، آرامش و خاموشی چشم مردیست

وقتی از دوست داشتن میلرزد

و سرا پا سخن است وقتی از گرمی دیدار

بیهوده سخن میگوید

نه !!!

عشق ، خشمیست به هنگامیکه مردی می آشوبد

نه ! نه !!!

عشق ، احساس لطیفیست به چشمانی شوخ

نه ، عشق احمقی های بلند ایمانیست

نه ! عشق چیز دگر است

به دلم میگذرد به زبانم نه مگر

قراول !عشق چیست ؟

عشق ، بازار سر افرازانیست از جسارت ، از خشم

  علم سبز، بر افراخته ایست

 بر فراز گوری از شهیدی ، گمنام

و هم عشق چیزی از جنس گل سوری

و باغ ناجوست ، چیزی از زمزمه ای

تلخ اسیر زنگیست

چیزی از آزادیست

نقاش ! عشق چیست ؟

عشق یک پیکر موزون سراپا رنگست

رنگ سبز ، رنگ آبی و کبود

رنگ نیلوفری و نارنجی

خوابیست که به هیچ عبارت در نمی آید

و دیوانه نمودست مرا

گیتار نواز ، گیتار نواز ! عشق چیست ؟

آه ، بهتر آنست که پرسان نکنی !

آه از این دختر شوخ ، آه از این نغمه ای کوتاه و بنفش

تار تارم کرده است

عشق ؟ بلبلیست ، بر سر هر سنگی ، هر شاخی که نشست

چیز نو میخواند ، پر و پا تار و ترنگست

همه میلودیست

 دست آموز نمیگردد و پیرم کرده است

شرابی ! عشق چیست ؟

عشق ؟ باش جامی بزنم !

عشق ؟ صبر کن !

مچم.......

دیوانه ! عشق چیست ؟

عشق ؟ یک ماتو است

شبانه خوشه ، خوشه میشه

او به مه میخنده مه به او میخندوم

هوش کن !!! رسوا نکنی !

شاعر ! عشق چیست ؟

قراول چیزی نگفت ؟

 گفت !

گیتار نواز چیزی نگفت ؟

 گفت !

بس است دیگر !

شعر از : زنده یاد عبدالقهار ( عاصی )

 

راستی ! این عشق چیست ؟؟؟؟؟؟


من اگر نقاش بودم ؟ ؟

 

من اگر نقاش بودم

تصویری میکشیدم از عشق

که از لبا ن مست دختری

زندگی را صدا میزند

 

من اگر نقاش بودم ؟؟

 

طرحی میکشیدم گنگ و نا مفهوم

با هزاران رنگ و هزاران چهره

وآنگاه ، آ ن را عشق مینامیدم

 که هر کسی به زعم خود

جرعه ائی بر دارد و مست باشد

از اینکه عاشق هست

که عشق میورزد

 

من اگر نقاش بودم ؟؟

 

چشمان مست ، معصوم ، مغموم  و منتظر

دختر بچه ائی را میکشیدم که

با دستانی آ ویخته به پهلو

بزرگترین عشقش را

زندگی را

به انتظا ر نشسته است

نه ، ایستاده است

 

من اگر نقاش بودم ؟؟

 

چهره ای تکیده و رنگ پریده مردی را

نقش میکردم که

روز های غم ا نگیز زندگی ا ش را

فیلم میسازد و

به جشنواره ای عشق میفرستد

تا مگر آنجا جایزه ای

عشقش دهند

چیزی را که هرگز نداشت !

 

من اگر نقاش بودم ؟؟

خودم را میکشیدم

 

راستی ! من که نقاش نیستم !!!

 


 

جاده شب نمای من تا انتهاست خاموش

شب در زمين و ماه در ثرياست خاموش

من در مقابل غم به خدا که درمانده ام

خدا هم درمقابل من به خداست خاموش

چشم آتش پرست من به نوا ،نوا گريسته

لبان بی قرار تو آخر چراست خاموش ؟

عطش عشق دارم تب بهشت دارم

راه پر ازکمينست و رهنماست خاموش

ز مشرق عشق بدرآ ای آفتاب مهربانی

در غروب درد مندت دل پوياست خاموش


اميد ؟
 

در انتهای بغض آلود شب

کسی را ميديدم

 پيراهن کهنه ای تاريخ بتن

داغ گذر سالها

بر پيشانی

با گامهای آهسته و با ترديد

 به پيشواز صبح می آمد

چشمانش گريسته بود

وسعت دريا ها را

زمين زير پايش

قبرستانی از آرزو های جوان

و آسمانی که بر سنگهای قبر

اشکی را که ديگر ، نداشت

می افشاند

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

در انتهای بغض آلود شب

کسی را ديدم

دستان آرزو مندش

به سويم پر کشيد

به مهربانی صدايم کرد...........

ز خجالت سر افگندم

فقط گفتم :

سلام مادر !


ديوار فاصله ها
 

بر گشتم ، نگاهش کردم

بر گشت ، نگاهم کرد

نگاهش سرد و نا مهربان بود

در نقطه تقاطع نگاه ها

چيزی افتاد و شکست

و من ناله ای نگاهم را شنيدم

دستم را کشيدم ، پيش

دستش را کشيد ، پس

در ارتباط ميان دو دست

مرگ احساس را ميشود فهميد

به نرمی خواندمش

به سختی جوابم داد

و من ديوار فاصله ها را به عيان ديدم

گفتم : ای هموطن !

گفت : بيگانه ائی .

گفتم : ما همدرد هميم !

گفت : خوش افسانه ائی .

جنگ و نفرت و خشونت مگر

حاصلی غير از اين دارد ؟

اينها همه را تحمل ميکردم که گفت :

آهای... ما نسل بعد نسل

بيگانه ايم

نسل بعد نسل

در جنگيم

نسل بعد نسل........

صدايش از خشم ميلرزيد

و من به نسلی  که در

سايه ای اين فرياد ها قد ميکشید ، ميیا نديشيدم

پایان


 

 




اين گروهُ مي شناسيد؟
اسم اين گروه موزيک اسپانیایی Las Ketchup .

کارشون بد نيست.


يکی از عکس العمل های زنان افغان در برا بر تعصبات دينی که از ده دوازده سال به اين سو در شرايط بد و تحقير آميزی قرار داشته اند ، اشتراک ويدا صمدزی در مسابقات بين المللی زيبايی اندام بخاطرانتخاب ملکهً زيبايی زمين است. اين دختر خانم افغان در ايالت کليفورنيای امريکا زندگی ميکند و امسال خود را برای احراز مقام ملکهً زيبايی کانديد کرده است.


 
لینوکس کمی نازک تر می شود

 
موضوع : تکنولوژی
1383/5/17
تین کامپیوتینگ، یا به عبارتی مجموعه تکنولوژی هایی که اجازه می دهند شما Client های بی شمار و ساده و سبکی داشته باشید که همگی به یک یا چند سرور متصل اند ، در هفته گذشته پیشرفت بزرگی بر روی پلتفرم لینوکس داشته است؛ وایس تکنولوژی -Wyse Technology - یکی از مهم ترین تولید کنندگان تین کلینت -Thin Client- جدید ترین محصول خود را در این زمینه ارایه کرد. همچنین نسخه 4.1 پروژه ترمینال سرور لینوکس که پدر بزرگ تمام نرم افزار ها در این ضمینه به شمار می رود منتشر شد.

یادداشت سردبیر : کسی در سان مایکرو سیستمز تا حال به این موضوع فکر نکرده است که با توجه به طیف گسترده محصولات تین-کلینت سان ، راه حل هایی مبتنی بر لینوکس را بر روی این پلتفرم ارایه دهد؟
اعتراف می کنم دانش من در هر دو ضمینه ای که خواهم گفت محدود است: اول این که سان در این ضمینه تا به حال چه کار هایی انجام داده است. دوم اینکه نرم افزار های ترمینال سرور بر روی لینوکس چقدر قدرتمند و پخته هستند. از آن گذشته بسیار دوست می داشتم که بدانم محصولات تین کلینت آی.بی.ام که می دانم وجود دارند و توسط شرکت ثالثی ارایه می شوند بر روی چه پلتفرمی کار می کنند. این ها سوالات خوبی هستند که من فرصت تحقیق بر روی آنها را پیدا نکرده ام. ولی به هر تقدیر، به قول هیدگر "پرسش پارسایی تفکر است." تین کلینت تجارت بسیار جالبی است و کاربردهای زیادی در تجارت دارد و گمان می کنم در مواردی در پایین آوردن هزینه ها نیز کمک زیادی بنماید.

 


این هم چند تا عکس هندی (ساعت 11:56)

 

 

 

پنجشنبه، 19 شهريور، 1383

سلام رفقا امروز می خوام واستون  يه سری عکس بزارم

عکس های زير از هنرپيشه های هندی هست

بزرگش بزرگش

 

بزرگش بزرگش


در زیر تعدادی از جوکهای (داخل محدوده) سایت را می‌خوانید:

1- تركه به رفيقش ميگه: ميخوام دختر شاه رو بگيرم! رفيقش ميگه: چرت نگو مومن! مگه كشكيه؟! تركه ميگه: بابا نصف قضيه هم حل شده، من كه راضيم، ننم هم كه راضيه، فقط مونده شاه و دخترش!

2- اصفهانيه داشته تو خيابون ميرفته كه يهو ميبينه اوضاع دل و روده خرابه و به شدت نياز به قضاي حاجت داره! خلاصه يخورده اطراف چرخ ميزنه تا آخر يك توالت عمومي پيدا ميكنه. خوشحال و خندان ميره تو كه يهو دم در يك مردك لندهور جلوشو ميگيره، ميگه: كجا عمو؟! اينجا توالتش ورودي داره، 200 تومن! اصفهانيه شاكي ميشه، ميگه: انصافتو شكر! يك ريدن دويست تومن؟! نميخوام! خلاصه مياد بيرون، يكم ديگه چرخ ميزنه ميبينه نه اوضاع خيلي خرابه، برميگرده، ميگه: درك بيا اينم دويست تومن. يارو ميگه: نـُچ! نرخا بالا رفته، ورودي جديد 500 تومنه! اصفهانيه تا فيهاخالدونش ميسوزه، ميگه: يعني چي؟! مگه سر گردنست؟! آدم به خودش برينه به صرفه‌تره! خلاصه باز شاكي مياد بيرون، يكم راه ميره، ميبينه الانه كه وسط آدم و عالم برينه به خودش، زود بر ميگرده، باحال زار يك پونصدي ميده، ميگه: بيا بابا اينم 500 تومن. باز صاب توالت يك ابرو ميندازه بالا، ميگه: تــُـچ! چون تو مضيقه‌اي وروديت ميشه هزار تومن! اصفهانيه كه ديگه عرق از بناگوشش سرازير شده بوده، ميگه: بابا سگ خور! بيا اينم هزار تومن، بزار برم برينم! خلاصه ميره تو. مردك توالت‌چي(!) ميبينه يك ربع گذشت، نيم ساعت گذشت، يك ساعت گذشت، آقا نيومد بيرون. ميره در توالت رو باز ميكنه، ميبينه اصفهانيه با كمربند خودشو دار زده، يك يادداشت هم گذاشته كه: «كسي كه تو اين گروني فرق گوز و ان رو نميفهمه فقط واسه مردن خوبه»!

3- تركه شاكي ميره ثبت‌احوال، ميگه: آقا اين اسم من خيلي ضايست، بايد حتما عوضش كنم. كارمنده ازش ميپرسه، مگه اسمتون چيه؟ تركه ميگه: اصغرِ عن‌چهره! كارمنده ميگه: آره خوب حق داريد، بايد حتما عوضش كنيد. حالا چه اسمي ميخوايد بگذاريد؟ تركه ميگه: اكبرِ عن‌چهره!

4- تركه پرتقال خوني ميخوره، ايدز ميگيره!

5- از تركه ميپرسن: ميدوني USA مخفف چيه؟ ميگه: يوم‌الله سيزده آبان!

6- تركه رفته بوده تماشاي مسابقه دو و ميداني، وسط مسابقه از بغليش مي‌پرسه: ببخشيد، اينا واسه چي دارن ميدون؟! يارو ميگه: براي اينكه به نفر اول جايزه ميدن. تركه يه خرده فكر ميكنه، مي‌پرسه: پس بقيشون واسه چي دارن ميدون؟!

7- تركه ساعت سه نيمه شب زنگ ميزنه صدا و سيما، ميگه: ببخشيد آقا به نظرِ شما الان آقاي خامنه‌اي خوابه؟ يارو ميگه: نميدونم ولي احتمالا بايد خواب باشن. تركه ميگه: معذرت ميخوام؛ ولي آقاي رفسنجاني چي، ايشون هم خوابه؟ يارو ميگه: نميدونم ولي يحتمل ايشون هم خواب باشن. تركه ميگه: ببخشيد ولي آقاي خاتمي چي؟ يارو ميگه: احتمالا ايشون هم خواب هستن، چطور؟ تركه ميگه: پس دمت گرم حالا كه همه اينا خوابن يه شو هندي بذار حال كنيم!

8- تركه ميميره، اون دنيا در حيني كه داشتن به حساب كتاباش رسيدگي ميكردن ميره پيش جبرئيل، ميگه: من از خدا يك سوال واجب دارم، ميشه برم بپرسم؟ جبرئيل ميگه: باشه، برو طبقه بالا در سمت راست، سوالت رو بپرس، زود برگرد. تركه ميره طبقه بالا، در رو باز ميكنه، ميبينه خدا پشت يك ميز نشسته داره با يكي از فرشته‌ها به حساباي مردم ميرسه. خلاصه سلام ميكنه ميره جلو، ميگه: خداجان، الهي گربان او بزرگيت بشم من، الهي فدات بشم... چرا تو دنيا اين همه ترك آفريدي؟! بري تو آذربايجان همه تركند، بري تهران پر تركه، بري بلوچستان، بري شمال، بري جنوب، غرب، شرق، بازم ترك پيدا ميشه... بري آلمان بازم ترك پيدا ميشه، بري كانادا، بري آمريكا بازم ترك پيدا ميشه... بري كره ماه بازم ترك پيدا ميشه! آخه خداجان، واسه چي اينقدر ترك آفريدي؟! خدا يكم تركه رو نگاه ميكنه، به معاونش ميگه: اصگر... ايلده ببين اين چي ميگه بابا... هي وگت مارو ميگيرند!

9- تركه تصادف ميكنه، ملت علاف ميريزن دورش و شروع ميكنن نظر كارشناسي دادن. بالاخره بعد يك مدت افسر راهنمايي مياد، منتها اونقدر ملت هركدوم واسه خودشون چرت و پرت ميگفتن كه صداي افسره به جايي نميرسيده. تركه شاكي ميشه، داد ميزنه: ساكت.. ساكت... ايلده ديگه اينجا كسي جز جناب سروان حق گه خوردن نداره!

10- تركه ميرسه سر يك صحنه تصادف، از يكي ميپرسه: ببخشيد قربان، اينجا چه خبره؟ يارو هم ميگه: هيچي آقا، اين بدبخت گوزپيچ شده! تركه ميره تو فكر، بعد يك مدت يك بنده خداي ديگه مياد از تركه ميپرسه: ببخشيد اينجا چي شده؟ تركه ميگه: ايلده منم خوب نفهميدم، نميدونم اين بابا پيچيديه گوزيده، گوزيده پيچيده، سر پيچ گوزيده؟!

11- تركه زنگ ميزنه فلسطين، ميبينه اشغاله!

12- از تركه ميپرسن: مساحت ايران چقدره؟ ميگه: 1648192 متر مكعب! ميگن: خنگ خدا، آخه چرا متر مكعب؟! تركه ميگه: آخه بعد انقلاب به ارتفاع يك متر ريده شده توش!

13- تركه سوار آسانسور ميشه، ميبينه نوشته‌: ظرفيت 12 نفر. باخودش ميگه: عجب بدبختيه‌ها! حالا 11 نفر ديگه از كجا بيارم؟!

14- تركه ميميره، باباش رضايت نميده!

15- از تركه ميپرسن: به نظر شما اگه آمريكا افغانستان و عربستان رو بگيره، به كره و چين هم حمله كنه تكليف ايران چي ميشه؟ تركه ميگه: ايلده چي ميشه نداره كه، ايران ميره جام جهاني!

16- لره داشته با تمام وجود وضو ميگرفته و دستاشو محكم ميكشيده رو هم، ازش ميپرسن: چرا اينقدر محكم وضو ميگيري؟ ميگه: چني آرم وضو ميرم كه هيچ گوزي نتنه باطلش كنه!

17- تركه ميگوزه، دنبال پوكش مي‌گرده!

18- از تركه ميپرسن: چند تا بچه داري؟ 4 تا از انگشتاشو نشون ميده، ميگه: 3 تا! ملت كف ميكنن، ميگن: بابا اينا كه 4تاست؟ تركه انگشت كوچيكشو نشون ميده، ميگه: اين بچه همسايمونه، ولي هميشه خونه ماست!

19- لره داروخونه داشته، يك روز جلو در مغازه بزرگ مينويسه: سوسك كش جديد رسيد! خلاصه بعد يك مدت يك بابايي مياد تو ميگه: ببخشيد، جريان اين سوسك‌كش جديد چيه؟ اين خونه ما رو سوسك سر گرفته. لره ميگه: اين دارو خيلي جديده و بازدهيش هم تضمينيه. شما اين دارو رو ميريزيد تو يك قطره چكون، بعد كشيك ميكشيد تا سوسكها رو بگيريد. هر سوسك رو كه گرفتيد، در روز سه نوبت (صبح و ظهر و شب) تو هر چشمش دو قطره ازين دارو ميچكونيد، بعد از يك مدت سوسكها كور ميشن و خودشون از گشنگي ميميرن! يارو كف ميكنه، ميگه: خوب آخه اگه سوسكها رو بگيريم كه همونجا درجا مي‌كشيمشون! لره ميره تو فكر، بعد يك مدت ميگه: آره خوب، ازون راه هم ميشه!

20- آبادانيه ميخواسته بره خواستگاري، ديرش شده بوده حواسش پرت ميشه شلوارش رو پشت و رو ميپوشه و با عجله ميدوه تو خيابون، يهو يك ماشين مياد ميزنه درازش ميكنه وسط خيابون. رانندهه مياد بالا سرش، ميگه: طوريت كه نشده؟ آبادانيه يك نگاه به سر تا پاش ميكنه، چشمش ميافته به شلوارش، ميگه: چي چيو طوري نشده، ولك زدي حسابي پيچوندي!

21- ميخواستن لره رو شكنجه روحي بدن، ميفرستنش تو يك اتاق گرد، ميگن برو يك گوشه بشين!

22- به تركه ميگن: بچه كجائي؟ ميگه بچه U.S.A. ملت هم كف ميكنن ميگن آخه چطور ممكنه؟ تركه ميگه: ايلده بچه يونجه‌زارهاي سرسبزِ آذر بايجانم!

23- تركه داشته جلو دو سه تا دختر افه ميومده، يهو تلنگش در ميره. واسه اينكه ضايع نشه، دستشو ميگذاره بغل دهنش، داد ميزنه: گـــــــوزيـــــــه... گوووووز!

24- آرداواس بعد از بيست سال از آمريكا برميگرده ايران و يك ساندويچ فروش ميزنه. روز اول، تركه مياد ميگه: قربون دستت، يك ساندويچ سوسيس بده. آرداواس كه هنوز خوب از حال و هواي ديار كفر درنيومده بوده، ميپرسه: «تو گو» بدم؟ (يعني براي بردن)؟ تركه شاكي ميشه، ميگه: نه مرتيكه، تو نون بده!

25- به تركه ميگن: كجا داري ميري؟ ميگه: دارم برميگردم!

26- تركه تو يك شب برف و بوراني داشته از سر زمين برميگشته خونه، يهو ميبينه يكجا كوه ريزش كرده، يك قطار هم داره ازون دور مياد! خلاصه جنگي لباساشو درمياره و آتيش ميزنه، ميره اون جلو واميسته. راننده قطاره هم كه آتيشو ميبينه ميزنه رو ترمز و قطار وا ميسته. همچين كه قطار واستاد، تركه يك نارنجك درمياره، ميندازه زير قطار، چهل پنجاه نفر آدم لت و پار ميشن! خلاصه تركه رو ميگيرن ميبيرن بازجويي، اونجا بازجوه بهش ميتوپه كه: مرتيكه خر! نه به اون لباس آتيش زدنت، نه به اون نارنجك انداختنت! آخه تو چه مرگت بود؟! تركه ميزنه زير گريه، ميگه: جناب سروان به خدا من از بچگي اين دهقان فداكار و حسين فهميده رو قاطي ميكردم!

27- دو تا چسه داشتن باهم بازي ميكردن، يك گوزه مياد بهشون ميگه: منم بازي ميدين؟ چسا ميگن: نچ! گوزه ناراحت ميشه، ميگه: آخه چرا؟ چسا ميگن: آخه مامانمون گفته بي سر و صدا بازي كنيم!

28- تركه كليدش رو تو ماشين جا ميگذاره، تا بره كليد ساز بياره زن و بچش دو ساعت تو ماشين گيرميكنن!

29- بعد از عمري داريوش مياد ايران، اجرا زنده ميگذاره تو استاديوم آزادي. خلاصه ديگه ملت داشتن خودشون رو خفه ميكردن، داريوش هم مياد خياي حال بده، از ملت ميپرسه: چي ميخواين براتون بخونم؟ يك تركه ازون پشت داد ميزنه: ابي بـخـــون.. ابي بـخـون!

30- از تركه ميپرسن چندتا بچه داري؟ انگشت كوچيكشو نشون ميده، ميگه: هفت تا! ملت كف ميكنن، ميگن: بابا اين كه فقط يكيه! ميگه: آخه دادم mp3ش كردن!

31- تركه ميره مسابقه بيست سوالي، رفقاش از پشت‌ صحنه بهش ميرسونن كه: جواب برج ايفله، فقط تو زود نگو كه ضايع شه. خلاصه مسابقه شروع ميشه، تركه ميپرسه: تو جيب جا ميگيره؟ ميگن: نه. تركه ميگه:...ها! پس حتما برج ايفله!

32- تركه ميره مسابقه بيست سوالي، رفقاش از پشت‌ صحنه بهش ميرسونن كه: جواب خياره، فقط تو زود نگو كه ضايع شه. خلاصه مسابقه شروع ميشه، تركه ميپرسه: تو جيب جا ميگيره؟ ميگن: نه. تركه ميگه: بابا اين عجب خيار گنده‌ايه!

33- تركه ميخواسته تو يك اداره دولتي استخدام شه، ميبرنش گزينش. اونجا يارو ازش ميپرسه: شما وقتي ميخواين وارد مستراح شيد، با پاي راست وارد ميشيد يا با پاي چپ؟! تركه هول ميشه، ميگه: ايلده شما منو استخدام كنيد، من با سر وارد ميشم!

34- عمليه شب جمعه‌ نشسته بوده تو حياط واسه خودش بساط ميزوني جور كرده بوده و تو حال بوده، كه يهو يك توپ از آسمون مياد ميزنه بساط منقل و وافورش رو به گند ميكشه. خلاصه بدبخت صاب وافور همينجوري هاج و واج نشسته بوده داشته به شانس گند خودش لعن و نفرين ميفرستاده، كه يهو صداي زنگ در بلند ميشه و حالا زنگ نزن كي زنگ بزن! جناب عملي با هزار بدبختي، خودشو ميرسونه دم در، ميبينه پشت در يك بچه ده يازده ساله واستاده، هي داد ميزنه: توپم...توپم! يارو خيلي شاكي ميشه، ميگه: اي بي ظرفيت! بابا خوب منم توپم... ديگه نميام كاسه كوزه مردم رو بهم بزنم كه!

35- ماشين تركه رو تو روز روشن، جلو چشماش ميدزدن، رفيقاش ميدون دنبال ماشينه و داد ميزنن: آاااي دزد! بگـــيـــرينش! يهو تركه داد ميزنه: هيچ خودشو ناراحت نكنيد.. هيچ غلطي نميتونه بكنه! رفيقاش واميستن، ميپرسن: چرا؟ تركه ميگه: ايلده من شمارشو برداشتم!

36- تركه مي‌افته تو چاه، فاميلاش سند ميگذارن درش ميارن!

37- تركه ميره قنادي، ميگه: ببخشيد كيك هفتاد طبقه داريد؟! يارو ميگه: نخير نداريم. فردا دوباره تركه مياد، ميپرسه: شرمنده، كيك هفتاد طبقه داريد؟ باز قناده ميگه: نخير نداريم. خلاصه يك هفته تمام هر روز كار تركه اين بوده كه بياد سراغ كيك هفتاد طبقه بگيره و قناده هم هرروز جواب ميداده كه نداريم. آخر هفته قناده با خودش ميگه: اين بابا كه مشتري پروپاقرصي است... بگذار يك كيك هفتاد طبقه براش بپزيم، يك پول خوبي هم شب جمعه‌اي بزنيم به جيب. خلاصه بدبخت قناد تمام پنج شنبه و جمعه رو ميگذاره يك كيك خوشگل هفتاد طبقه رديف ميكنه. شنبه اول صبح تركه مياد، ميپرسه: ببخشيد، كيك هفتاد طبقه داريد؟! يارو با لبخند ميگه: بعله كه داريم، خوبشم داريم! تركه ميگه: قربون دستت، 500 گرم از طبقه بيست چهارمش به ما بده!

38- پرچم عربستان رو به تركه نشون ميدن، ازش ميپرسن: اين پرچم كجاست؟ تركه يه خرده فكر ميكنه، ميگه: پرچم اسپانيا! ملت جا ميخورن، ميگن: آخه چرا اسپانيا؟! تركه ميگه: ايلده خودتون نگاه كنيد، روش نوشته: الاله‌لاله‌لالا!

39- تركه سوار هواپيما ميشه، ميشينه كنار دست يك پيرمرده. خلاصه سر صحبت باز ميشه و اين دوتا نسبتا با هم رفيق ميشن. وسطاي راه، يك مهمون دار مياد از پيرمرده ميپرسه، پدر شما شكلات ميل داريد؟ پيرمرده ميگه: نه خيلي ممنون، من بواسير دارم. مهمون داره از تركه ميپرسه: شما چي؟ تركه مياد تريپ رفاقت بگذاره، ميگه: نه مرسي. اين رفيقمون بواسير داره، باهم ميخوريم!

40- تركه كارت تلفن ميخره، عجالتا اول ميده پستش كنن!

41- يه پيرمرده و يه پيرزنه و يه پسره و يه دختره تو يه كوپه قطار با هم بودن،‌ قطار ميره تو تونل و همه جا تاريك ميشه،‌ يهو يه صداي ماچ و بعد هم يه صداي كشيده مياد! قطار از تونل مياد بيرون همه نشسته بودن سر جاشون. پيرزنه با خودش ميگه: عجب دختر متين و باحيائيه! با اينكه جوونه و دلش ميخواد ولي به كسي راه نميده، تا يارو بوسيدش گذاشت زير گوشش! دختره با خودش ميگه: عجب پيرزنه نجيبيه! با اينكه سنش بالاست و كسي تحويلش نميگيره، بازم نميذاره كسي ازش سوء‌استفاده كنه. پيرمرده هم با خودش ميگه:‌ بابا عجب بدبختيه‌ها! يكي ديگه حالش رو ميكنه ما كشيده رو مي‌خوريم! پسره هم با خودش ميگه: چه حالي ميده آدم كف دستش رو ببوسه محكم بزنه تو گوش بغلي!

42- به عربه ميگن تا حالا موز خوردي؟ ميگه: آره ولك، همون كه هستش يك وجبه؟!

43- يارو داشته تو اتوبان 180 تا سرعت ميرفته، افسره جلوشو ميگيره، بهش ميگه: شما گواهينامه دارين؟ يارو ميگه نخير! ميگه: كارت ماشين چي؟ مرده ميگه: دارم ولي مال خودم نيست، مال اون بدبختيه كه جسدش تو صندوق عقبه! افسره كف ميكنه، ميره سريع به مافوقش گذارش ميده. خلاصه بعد از يك ربع سرهنگ مافوقش مياد، از مرده ميپرسه: آقا شما گواهينامه و كارت ماشين ندارين؟! يارو ميگه: چرا قربان، بفرمايين! دست ميكنه از تو داشبرد گواهينامه و كارت ماشين رو درمياره، ميده خدمت سرهنگ. سرهنگه ميگه: مي‌تونم صندوق عقب ماشينتونو بازرسي كنم؟ يارو ميگه: خواهش ميكنم، بفرماييد. سرهنگه ميره در صندوق عقب رو باز ميكنه، ميبينه اونجا هم خبري نيست. برميگرده به مرده ميگه: ولي زيردست من گزارش داده كه شما گواهينامه و كارت ماشين ندارين و يه جسد هم تو صندوق عقب ماشينتونه! يارو ميگه: نه قربان دروغ به عرضتون رسوندن! خودتون كه مشاهده كردين. به خدا اين افسره عقده‌ايه! دوست داره بيخودي به ملت گير بده! لابد بعدشم گفته كه من داشتم 180 تا سرعت مي‌رفتم!

44- به ترك ميگن يه معما بگو،‌ ميگه: اون چيه كه درازه،‌ زرده، موزه؟!

45- يه هواپيما تو قبرستون تبريز سقوط ميكنه، فردا راديو تبريز ميگه: شب گذشته يك فروند هواپيماي توپولوف در حومه شهر تبريز سقوط كرده و تا اين لحظه 34513 جسد كشف شده! عمليات براي يافتن اجساد بقيه قربانيان همچنان ادامه دارد!

46- از عربه نوار مغزي ميگيرند، ميبينند بيست دقيقه اولش خاليه!

47- سه تا پسره با هم كل گذاشته بودن، اولي ميگه: باباي من مهم‌ترين آدم مملكته. دوتاي ديگه ميپرسن: مگه بابات چيكارس؟ ميگه: باباي من رئيس‌جمهوره. هر قانوني كه بخواد گذاشته بشه رو بايد اول باباي من امضا كنه. دومي ميگه: برو بابا حال نداري. باباي من عمري پوز باباي تورو ميزنه! اوليه ميگه: مگه بابات چيكارس؟ پسره ميگه: باباي من نماينده مجلسه.. تا باباي من راي نده، عمري قانوناي باباي تو تصويب نميشن. سومي برميگرده ميگه: باباهاي شما جلوي باباي من پشم هم نيستن! اون دو تا ميپرسن: مگه بابات چيكارس؟ پسره ميگه: باباي من پاسبونه... جلوي خيابون واميسته، پونصدتومن ميگيره، ميشاشه به قانون باباهاي هردوتون!

48- تركه ميره خواستگاري، اسم دختره پروانه بوده ولي تركه قاط زده بوده، يك بند بهش ميگفته آهو خانوم! خلاصه وقتي دختره مياد چايي تعارف كنه، تركه ميگه: دست شما درد نكنه آهو خانوم! دختره شاكي ميشه، ميگه: بابا اسمه من پروانه‌ست نه آهو. تركه ميگه: اي بابا فرقي نداره... حيوون حيوونه ديگه!

49- تركه سنگ مينداخته تو صندوق صدقات، ازش ميپرسن: بابا اين چه كاريه ميكني؟! ميگه: ميخوام به انتفاضه كمك كنم!

50- دو تا كرم آباداني تو روده يك بدبختي زندگي مي‌كردن، يك روز يكيشون بيدار ميشه، ميبينه دومي با كت شلوار و كروات و عينك آفتابي و كيف سامسونت داره آخر روده قدم ميرنه. ازش ميپرسه: تيپ زدي، با كسي قرار داري؟! دومي ميگه: نه ولك، با گوز بعدي پرواز دارم!

51- ميخواستن الهي قمشه‌اي رو ترور كنند، تو سشوارش بمب ميگذارن!

52- تو تبريز حكومت نظامي بوده، يارو سروانه به سربازش ميگه كه تو اينجا كشيك بده، از هفت شب به بعد هركسي رو خيابون ديدي در جا بزنش. حرفش كه تموم ميشه، تا مياد بره سوار ماشينش شه، ميبينه صداي گلوله اومد. برميگرده ميبينه سربازه زده يك بدبختي رو كشته! داد ميزنه: احمق! الان كه تازه ساعت پنج بعد از ظهره! سربازه ميگه: ايلده قربان اين يك آدرسي پرسيد كه عمرا تا ساعت نه شب هم پيداش نميكرد!

53- به آبادانيه خبر ميدن كه بابات مرده، ميگه: آخ جون... از فردا تريپ مشكي!

54- به تركه ميگن: ميدوني امام حسين كجا دفن شده؟ ميگه: نه. ميگن: كربلا. ميگه: اي خوشا به سعادتش!

55- يارو ميره تو يك قهوه‌خونه، به قهوه‌چي ميگه: داش حال ميكني يك جوك عربي بگم؟! قهوه‌چيه ميگه: ببين ولك، من خودم عربم، اين يارو هم كه كنار دستت نشسته هم عربه، درضمن قهرمان كشتيه. اوني كه رو ميز سمت چپ نشسته هم عربه، درضمن معمولا با خودش دو تا قمه داره. حالا هنوز ميخواي جك عربي تعريف كني؟! يارو ميگه: نه والله، حوصله ندارم سه بار توضيح بدم چي شد!

56- سه تا تركه رفته بودن ايستگاه راه‌آهن، تا ميرسن تو يهو قطار حركت ميكنه، اينها هم ميگذارن دنبال قطار، حالا ندو كي بدو! خلاصه بعد از هزار بدبختي، يكيشون ميرسه به قطار و ميپره بالا و دستشو دراز ميكنه دومي رو هم سوار ميكنه، ولي سومي بنده خدا هرچي ميدوه نميرسه. خلاصه خسته و كوفته برميگرده تو ايستگاه، يك بابايي بهش ميگه: آقاجان چرا اينقدر خودتونو خسته كرديد؟ قطار بعدي نيم ساعت ديگه حركت ميكنه، واميستاديد با اون ميرفتيد. تركه نفس زنان ميگه: ايلده منم نميدونم! والله من فقط قرار بود برم، اون دوتا رفيقام اومده بودن بدرقم!

57- تركه ميره زير ماشين، رفقاش با دمپايي ميزنن درش ميارن!

58- يك شب تلويزيون فيلم سينمايي خانه كوچك رو گذاشته بوده، تو فيلم مرده به زنش ميگه: شب بخير لورا. يهو تو لرستان ملت همه تلويزيون رو خاموش ميكنند، ميرن ميخوابن!

59- يك سري از دانشمندا داشتن روي مغز آدم تحقيق ميكردند، يك رياضي دان را انتخاب مي‌كنند و بهش ميگن از يك تا پنج بشمر، اون هم سريع شروع ميكنه به شمردن: يك..دو..سه..چهار..پنج... بعد جراحيش ميكنند و نصف مغزش را در ميارن، و دوباره ميگن بشمر، اينبار يكم كندتر ميشمره: يك...دو...سه...چهار...پنج.... دوباره مغزش رو جراحي ميكنند و يك چهارم ديگش را در ميارن و ميگن بشمر، يارو آروم آروم ميشمره: يك...... دو...... سه...... چهار...... پنج..... دانشمندا شاكي ميشن، اين سري جراحي ميكنند، كل مغز يارو رو درميارن! وقتي بهوش مياد، بهش ميگن بشمر، يارو ميگه: بير...ايكي...اوچ...دورد...بش....التي....يدي!

60- تركه و لره رفته بودن شكار، تركه از دور يك شير ميبينه، نشونه ميگيره ميزنه... تيرش خطا ميره و ميخوره به دم شيره. شيره هم شاكي ميشه، ميدوه طرفشون كه سرويسش كنه. تركه جنگي ميره بالاي درخت، ميبينه لره همينجور اون پايين واستاده، بهش ميگه: بابا بيا بالا، الان مياد دهنتو سرويس ميكنه. لره يك نگاهي بهش ميكنه، ميگه: برو گيتو بخور! مگه من زدم؟!

61- تو اردبيل معلمه از شاگردش ميپرسه: دو دو تا چند تا ميشه؟ پسره ميگه: شونزده تا! يارو شاكي ميشه، ميگه: همين خنگ بازيا رو در مياريد كه ملت ميگن تركا خرن! دو دو تا ميشه چهارتا، ديگه اگه خيلي بشه، ميشه هشت تا!

62- تركه ادعاي پيغمبري ميكرده،رفيقاش بهش ميگن: بابا همينجوري كه نميشه! بايد بري چهل روز بشيني تو غار، تا از خدا برات وحي بياد. خلاصه تركه ميره، دو روز بعد با دست و پاي شكسته و خوني مالي برميگرده! رفيقاش ميپرسن: چي شده؟! تركه ميگه: ايلده ما رفتيم تو غار، يهو جبرئيل با قطار اومد!

63- يك بابايي داشته از سر كار برميگشته خونه، يهو ميبينه يك جمع عظيمي دارن تشييع جنازه ميكنند، منتها يه‌جور عجيب غريبي: اول صف يك سري ملت دارن دو تا تابوت رو ميبرن، بعد يك يارو مرده با سگش راه ميره، بعد ازون هم يك صف 500 متري ملت دارن دنبالشون ميرن. يارو كف ميكنه، ميره پيش جناب سگ‌دار، ميگه: تسليت عرض ميكنم قربان، خيلي شرمندم...ميشه بگيد جريان چيه؟ يارو ميگه: والله تابوت جلوييه خانممه، پشتيش هم مادر خانومم... هردوشون رو ديشب اين سگم پاره پاره كرده! مرده ناراحت ميشه، همينجور شروع ميكنه پشت سر يارو راه رفتن، بعد از يك مدت برميگرده ميگه: ببخشيد من خيلي براتون متاسفم، ميدونم الان وقت پرسيدن اينجور سوالا نيست، ولي ممكنه من يك شب سگ شما رو قرض بگيرم؟! مرده يك نگاهي بهش ميكنه، اشاره ميكنه به 500 متر جمعيتي پشت سر، ميگه: برو ته صف!

64- تركه بيهوا مياد تو اتاق، خفه ميشه!

65- تركه دنبال دزد ميكنه، از دزده جلو ميزنه!

66- ملاهه ورم معده داشته، ميره دكتر، دكتره (كه از قضا ترك بوده) بهش ميگه: يك رژيم بهت ميگم بايد رعايت كني. ملاهه ميگه: چشم آقاي دكتر. دكتره ميگه: گوشت نخور، غذاي پر چربي نخور، مشروب نخور، ترياك نكش، بالاي منبر هم نرو! ملاهه ميگه: ديگه واسه چي بالاي منبر نرم؟! دكتره ميگه: اونجا گه زيادي ميخوري، براي معده‌ات خوب نيست!

67- تركه خودكارش تموم ميشه، ترك تحصيل ميكنه!

68- تركه ميره مسابقه قرائت قرآن، شلوار ورزشي ميپوشه!

69- تركه پسرشو ميگذاره دانشكده افسري، رفيقاش بهش ميگن: بابا اينكه درسش خوب بود، ميگذاشتي دكتري، مهندسي چيزي ميشد، تركه ميگه: آخه ميخوام وقتي درسش تموم شد باهم كلانتري باز كنيم!

70- تركه صبح از در خونه مياد بيرون، ميبينه سر كوچه يك پوست موز افتاده، با خودش ميگه: اي داد بيداد، باز امروز قراره يك زميني بخوريم!

71- تركه با كايت ميكوبه به ساختمون بانك كشاورزي، 730 نفر كشته ميشن!... البته از خنده!

72- تركه سرش ميخوره به ميله وسط اتوبوس، جا به جا ولو ميشه كف اتوبوس. بعد از چند لحظه، چشماشو باز ميكنه ميبينه ملتي كه واستادن بالا سرش ميله رو گرفتن، ميگه: ولش كنين ببينم چي‌ميگه!

73- از تركه ميپرسن: ببخشيد ساعت چنده؟ ميگه: والله تقريبا سه و خورده اي. ميپرسن: ببخشيد، دقيقا چنده؟ ميگه: دقيقا هفت و سي و يك دقيقه!

74- تركه ميره پيتزا فروشي، ميگه: ببخشيد پيتزا بزرگ چنده؟ يارو ميگه: 2000 تومن. تركه يكم بالا پايين ميكنه، ميگه: پيتزا متوسط چنده؟ يارو ميگه: 1000 تومن. باز تركه يه‌خرده با پولاي جيبش ور ميره، ميگه: پيتزا كوچيك چنده؟ يارو ميگه: 700 تومن. تركه دست ميكنه تو جيبش يك صد تومني درمياره، ميگه: قربون دستت داداش، يك جعبه اضافه به ما بده!

75- دو تا بلوچه ميرن تهران يك فولكس قورباغه‌اي ميخرن، برميگردن طرف بلوچستان. نزديكاي زاهدان يهو فولكسه خاموش ميشه، هركار ميكنن ديگه روشن نميشه. يكيشون برميگرده به اون يكي ميگه: اوره ياسروك، برو نگاه كن ببين ماشين چه مرگش زده. ياسروك ميره درِ كاپوتو باز ميكنه، يك نگاه ميكنه با تعجب ميگه: اوره كريموك! بيا كه ماشين موتور انداخته! خلاصه اولي پياده ميشه مياد يك نگاه ميندازه، ميگه: برو از صندوق عقب ابزار بيار، خودم درستش ميكنم! خلاصه ياسروك ميره درِ صندوق عقب رو وا ميكنه، يهو داد ميزنه: اوره كريموك! بيا كه از تهران تا اينجا دنده عقب اومديم!

76- تركه از طبقه صدم يه ساختمون مي‌پره پايين، به طبقه پنجاهم كه ميرسه ميگه: خب الحمدالله تا اينجاش كه بخير گذشت!

77- زن تركه دو قلو ميزاد،‌ تركه ميره صورت حساب بيمارستان رو حساب كنه،‌ به يارو ميگه:‌ حاج آقا ارزون حساب كن هردوشو ببرم!

78- تركه ميره واسه تلفن همراه ثبت نام ميكنه، بهش ميگن: تا سه ماه ديگه بهت تحويل ميديم. تركه هم رو كمربندش مينويسه: به زودي دراين مكان يك عدد موبايل افتتاح خواهد شد!

79- تركه تو اتوبوس ميگوزه همه بهش ميخندن. اونم خوشحال ميشه، ميگه: اگه ميدونستم اينقدر حال‌ميكنين براتون ميريدم!

80- بعد از سالها جعبه سياه تانكي كه حسين فهميده رفته بود زيرش رو پيدا ميكنن، توش آخرين جملات حسين ضبط شده بود كه ميگفته: «...حاجي جون مادرت هل نده،...ده حاجي هل نده! نامرد، آخه اين همه نارجك و كوفت و زهرمار بهم بستي، يك وقت بلا ملا سرم مياد.... حــــــــاجـــــي

81- عربه با دو تا خيار در دست ميره توي يك بقالي، ميگه:حاج آقا خيارشور داري؟ بقاله ميگه: بله. عربه ميگه: پس ولك بي زحمت اين دوتا رو هم بشور!

82- رشتيه آخر پكر و ناراحت نشسته بوده تو يك عرق فروشي و همين جور يك ساعت تمام داشته گيلاس عرقشو نگاه مي‌كرده. يارو جاهله با خودش ميگه بگذار يكم بخنديم، ميره جلوي رشتيه، گيلاس عرقشو برميداره، لاجرعه ميره بالا. رشتيه اول يك نگاه غمناك به يارو ميكنه، بعد يهو ميزنه زير گريه! جاهله ناراحت ميشه:‌ميگه: بابا بيخيال،‌ شوخي كردم جون حاجي..اصلا الان يدونه مشتي‌شو برات ميگيرم، مهمون من! رشتيه در حين هق هق ميگه: نه داداش، تقصير تو نيست. اصلا‌ امروز بدترين روز زندگي منه! اولش صبح خواب موندم دير رسيدم سركار،‌ رئيسم هم بيرونم كرد! ‌بعد اومدم برگردم خونه، ‌ديدم ماشينم رو دزد برده! رفتم كلانتري، ‌گفتن كاريش نمي‌تونن بكنن...بعد تاكسي گرفتم رفتم خونه،‌ يهو ديدم كيف پولم رو گم كردم، ‌يارو راننده تاكسيه هرچي از دهنش درومد بارم كرد و گاز داد رفت.. بعد رفتم تو خونه، ديدم خانم با سه تا از همسايه‌ها تو رختخوابن! آخر تصميم گرفتم خودمو بكشم، ‌كه يهو تو اومدي ليوان سمم رو تا ته خوردي!

83- باباي تركه ميميره، مجلس ختمش رفيقاي تركه همه ميان بهش تسليت ميگن. تركه خيلي احساساتي ميشه، ميگه: به خدا خيلي زحمت كشيدين تشريف آوردين، ‌شرمنده كردين... ايشالله ختم پدرتون جبران مي‌كنم!

84- زنه آپانديسش رو عمل كرده بوده، بعد از عمل شوهرش مياد ملاقاتش. منتها زنه هنوز خوب بهوش نيومده بوده و داشته زير لب هزيون مي‌گفته: احمق...بي‌شعور...عوضي! يك دكتري داشته از اتاق رد ميشده، ميگه: خوب به سلامتي مثل اينكه خانمتون به هوش اومده و داره باهاتون حرف ميزنه!

85- تركه خودشو ميزنه به كوچه علي چپ، گم ميشه!

86- تو يكي از دهات اردبيل ملت براي بار اول كيوي ميبينن، ميرن از ملاي ده ميپرسن اين چيه؟ ملاهه يكم ميره تو نخ كيويه، بعد ميگه: ايلده تخم مرغيش، كه تخم مرغه! ولي من نمي‌فهمم چرا موكتش كردن؟!

87- از تركه ميپرسن بنفش چه رنگيه؟ ميگه: قرمز ديدي؟! آبيش!

88- تركه ميفته تو جوب،‌ سند ميگذاره مياد بيرون!

89- يك هواپيما داشته از تبريز ميرفته پاريس، وسطاي راه يهو صداي خلبان از بلندگوها مياد: اتنشن پليز! ايلده خلبان اسپيكينگ..مسافران ليسنينگ! موتور چپ هواپيما از كار افتاده، ولي شما هيچ نترسيد! من خودم واردم، هواپيما رو سالم ميشونم. يك مدت ميگذره، دوباره صداي خلبان از بلندگوها مياد كه: اتنشنن پليز! ايلده خلبان اسپيكينگ. مسافران ليسنينگ! موتور راست هواپيما هم از كار افتاده، ولي شما هيچ نترسيد! من خودم كلي تجربه دارم، تا فرودگاه بعدي هم راهي نيست، هواپيما رو سالم ميشونم. باز يك مدت هواپيما دور خودش ميچرخه، دوباره صداي خلبان از بلندگوها مياد كه: اتنشن پليز! ايلده خلبان اسپيكينگ. مسافران ليسنينگ! همين الان دم هواپيما كنده شد، ولي شما هيچ نترسيد! من خودم هواپيما رو ميشونم. يك ده دقيقه مي‌گذره، دوباره صداي خلبان از بلندگوها مياد كه: اتنشن پليز! ايلده خلبان اسپيكينگ... مسافران ريپيد افتر مي! اشهدان‌لااله‌الله!...

90- تركه ميخ ميره تو پاش، نميتونه درش بياره،‌ كجش ميكنه!

91- تركه داشته راديو پيام گوش ميداده،‌ گزارشگره ميگفته: راه بهارستان به امام حسين بسته‌است، راه انقلاب هم به امام حسين بسته‌است... ‌تركه ميگه:‌ باشه بابا بستس كه بستس، ديگه چرا هي به امام حسين قسم ميخوري؟!

92- تركه يه تيكه يخ را گرفته بوده بالا، ‌داشته خيلي متفكرانه بهش نگاه مي‌كرده. رفيقش ازش ميپرسه: چي‌رو نگاه ميكني؟ تركه ميگه: ايلده ازش آب ميچيكه ولي معلوم نيست كجاش سوراخه!

93- به تركه ميگن يك معما بگو، ميگه اون چيه كه زمستونا خونه رو گرم ميكنه تابستونا بالاي درختو؟! يارو هرچي فكر ميكنه جوابشو پيدا نميكنه، ميگه: نميدونم، حالا بگو چيه؟ تركه ميگه بخاري! يارو كف مي‌كنه، ميگه: باباجان بخاري زمستونا خونه رو گرم ميكنه ولي تابستونا چه جوري بالاي درختو گرم مي‌كنه؟ تركه ميگه: بخاري خودمه دوست دارم بگذارمش بالاي درخت!

94- تركه داشته از تو جزيره آدم‌خورا رد ميشده،‌ يهو ميبينه آدم خورا محاصرش كردن. بيچاره جفت مي‌كنه با حال زار ميگه: اي خدا بدبخت شدم!‌ يهو يك صدايي از آسمون مياد: نترس بنده من، بدبخت نشدي! اون سنگ رو از جلوي پات بردار بكوب به سر رئيس قبيله. تركه خوشحال ميشه،‌ سنگ رو ميكوبه تو كله ‌رئيس قبيله. رئيسِ قبيله جابه‌جا ميميره، باقي افراد قبيله شاكي ميشن، نيزه به دست، شروع مي‌كنن دويدن طرف تركه! يهو يك صدايي از آسمون مياد: خوب بنده من، حالا ديگه بدبخت شدي!

95- لره توي اتوبوسِ تهران - خرم‌آباد نشسته بوده، ميره به راننده ميگه: آقاي راننده واسه كي داري رانندگي مي‌كني؟! اينا همه خوابن!

96- تركه با چند تا رشتيه نشسته بودن داشتن جوك مي‌گفتن، رشتيا براي تركا جك ميگن، نوبت تركه كه ميشه،‌ تا مياد بگه: يه روز رشتيه... همه بهش ميگن بشين بابا نميخواد بگي! دوباره يه دور ميزنه ميرسه به تركه، باز تا مياد بگه: يه روز يه رشتيه... ميپرن وسط حرفش، نميذارن بگه. بار بعد كه نوبت ميرسه به تركه، ميگه: يه روز يه تركه داشته ميرفته با سر ميخوره زمين! همه رشتيا ميخندن بعد تركه ميگه: ‌ولي وقتي بلندش ميكنن ميبينن رشتي بوده!

97- تركه زنگ ميزنه خونه دوست دخترش، باباي دختره گوشي رو ور ميداره. تركه ميگه: ببخشيد غزال خونست؟!‌ باباهه هم شاكي ميشه فحش خوار مادر رو ميكشه به تركه! چند روز بعد دختره تركه رو تو خيابون ميبينه،‌ ميگه: ‌بابا چرا ضايع بازي در مياري؟! وقتي بابام ور ميداره، ‌يه چيزِ بي‌ربط سر هم كن بگو. تركه هم ميگه ‌باشه. دفعه بعد كه زنگ ميزنه، باز باباهه گوشي رو ور ميداره.‌ تركه هول ميشه، ميگه: ببخشيد اونجا ميدون انقلابه؟! يارو ميگه: آره چي كار داشتي؟! ميگه: ببخشيد، غزال خانم هستن؟!

98- يك سال، يك ماه از محرم گذشته بوده ولي هنوز تو شهر صداي سينه‌زني ميومده. مردم ميرن پي ماجرا، ميبينن دسته تركها تو كوچه بن بست گير كرده!

99- به تركه ميگن چرا ترك شدي؟!‌ ميگه: ايلده جوون بوديم، ايمكانات كم بود، پيش اومد ديگه!‌ ميپرسن: پس چرا لر نشدي؟ ميگه: نه بابا، ديگه اونقدرها هم ايمكانات كم نبود!

100- تركه ميره لباس فروشي،‌ ميگه:‌ ببخشيد شلوار نخي داريد؟ يارو ميگه:‌بعله. تركه ميگه: بي‌زحمت دونخ بدين!

 

 

 

 


 

 
 
Fun
- PersianFaces
- ParsCom
- Confessions
- Hot Persians
- Persianfaces1
- Persianfaces2
- Tehran Pic
Child
- Farzand
- Doostaneh
- Koodakan
- ShahreAlefba
 
 

   سرگرمی

---------.عکسهای خنده دار

 

 

 


.:: امنيت شبکه و هک ::.

Net Security
طوفان قرمز
سعيد هکر
صحنه
ايران هک
My Weblog
Blackhat
امنيت
حسين هکر
Hack Boys
HackeraneAlborz



.
:: سيستم‌عامل ::.

آموزش لينوکس
رجيستری
Linux



.
:: طراحی وب ::.

انجمن طراحان وب
فرانت‌پيج



.:: برنامه‌نويسی وب ::.

شاهو طوفانی
طراح وب
جاوا



.
:: مختلف کامپيوتری ::.

يک کليک برای هميشه
Computer Weblog
Hamed Banaei
پنجره پشتی
کليک نهايی
PC Online
وب‌نگار
آلفا
TNT
Kevin
Redhat
آقا احسان
Ehsan 2010
Doctor Ritalin
Hamid joon
سکتور صفر
PC World
Peysab
اسقات
سياوش
Aftabeh
Digital Life
دانلود مجانی
Double Click
Information
آبادی داون‌لود



.
:: مالتی‌مديا و گرافيک ::.

Majid Online
3D Studio
Corel
فتوشاپ
Webtag



.:: برنامه‌نويسی ::.

ويژوال سی ۶
ويژوال بيسيک
Visual Basic



.:: غير کامپيوتری ::.

Doctor Actor